Friday, May 09, 2003

اين درسته يا نه؟

Monday, April 21, 2003


اين اگه خراب شده باشه خودمو مي كشم
اينجا تنها پل ارتباطي من بود
ديگه نيست
مي خواستم بگذارم چند روز ديگه كه سالگردشه بيام
ولي نشد
دلم براش پر مي كشه
هر روز صبح وقتي از پهلوش رد مي شم اشكم رو بالا مي كشم و بغضم رو قورت مي دم
چرا اينجوري ؟
هنوز به خودم اجازه ندام در موردش �كر كنم
نه

Friday, February 28, 2003

دوباره ر�تم اونجا
اينجا خطريه
با اينكه مي دونم هيچي نمي شه
ولي باز هم يك امكان كوچولو داره
شايد وقتي اين شور وحال بخوابه بشه
اونوقته كه مي ترسم....
اگه بخواد مي تونه
ولي ...


اونو من راش نمي دم
ديگه من راش نمي دم
توي شعرهام
توي حر�هام
ديگه اون مرده واسم
اون ديگه ر�ته و هيچ اميدي نيست
اوني كه از اولش نبوده و
حالا هم نيست
باز دوباره بر� اومد
باز دوباره اون هواي سرد اومد
زير اين بارون و شايد هم كه بر�
ديگه �كر استقامت ندارم
من شكستم بي صدا
خيلي هم نه بي صدا
ولي باز شكستم و شكستنم
دست اون بود
حالا باز دوباهر وقت ر�تنه
وقت ر�تن به نبرد
وقت پيروز شدن
باز دوباره روزگار سخت اومد
باز دوباره بردن و شكست اومد
دوباره سعي مي كنم
دوباره صبر مي كنم

بيست و پنجم بهمن 81

Monday, February 03, 2003

چي شده؟

Saturday, January 18, 2003

درست شده يا نه؟

Friday, November 29, 2002


توي اين هواي سرد
زير اين بارون و شايد هم كه بر�
روي اين زمين خيس
�كر آزادي و مرگ
�كر آزاد شدن، رها شدن
ترس از نبودن و �نا شدن
شادي يكي شدن
لحظه جدا شدن
روز سخت يك نبرد
روز تست استقامت
روز مرگ و زندگي
نزديكه، خيلي زياد
حاضرم براي هرگونه نبرد
حاضرم براي هرچوري شكست
مي مونم باز منتظر
مي مونم منتظر اون روز سخت

هشتــم آذر 81

Tuesday, November 26, 2002

ديگه دلتنگ نمي شم
خوبه اما
ديگه هيچي نمي شم